السيد الخميني
438
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
تطهير آن از صفات مذمومه . و به آن نور كشف حقايق شود تا آنكه معرفت حقيقى به ذات و اسماء و صفات و افعال و حكمت آنها و ساير معارف پيدا شود « 1 » . و چون اين تقسيم مرضىّ پيش اين محقق بوده ، در شرح اين حديث كه ما اكنون در صدد شرح آن هستيم فرموده است كه « ظاهر اين است كه اين تقسيم و حصر كه رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمودهاند راجع به علوم معاملات باشد ؛ زيرا اين علوم است كه اكثر مردم از آن منتفع مىشوند . و اما علوم مكاشفات در عدهء قليلى از مردم حاصل شود كه از كبريت احمر عزيزترند ؛ چنانچه احاديث « كتاب ايمان و كفر » كه پس از اين آيد دلالت بر آن دارد » « 2 » . تمام شد ترجمهء كلام ايشان با اختصار . نويسنده گويد : در كلام شيخ غزّالى اشكال است . و بر فرض صحت آن ، در فرمودهء مرحوم آخوند - عليه الرحمة - اشكال ديگر است . اما با فرض صحت كلام غزّالى ، اشكال كلام ايشان آن است كه غزّالى علم « معاملات » را علم به احوال قلب از منجيات ، مثل صبر و شكر و خوف و رجاء و غير آن ، و از مهلكات ، مثل حقد و حسد و غلّ و غشّ و غير اينها ، دانسته ، بنابراين ، علوم ثلاثه كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - [ فرموده ] از علوم معاملات نتواند بود ، مگر يك قسم آن كه « فريضهء عادله » است . چنانچه پيشتر تفصيل داده شد . و اما اشكال در كلام شيخ غزّالى دو امر است : يكى آنكه علم فقه را از علوم دنيايى و فقها را از علماى دنيا دانسته ، با اينكه اين علم از اعزّ علوم آخرت است . و اين ناشى است از حبّ نفس و حبّ به آن چيزى كه به خيال خودش اهل اوست ؛ يعنى علم اخلاق به معناى متعارف رسمى ؛ از اين جهت از ساير علوم ، حتى علوم عقليه ، تكذيب كرده است . و ديگر آنكه مكاشفات را جزء علوم قرار داده و در تقسيمات علوم وارد كرده است . و اين خلاف واقع است . بلكه حق آن است كه « علوم » را آن دانيم كه در تحت نظر و فكر و برهان درآيد و قدم « فكر » در آن دخيل باشد ؛ و مكاشفات و مشاهدات گاهى نتايج علوم
--> ( 1 ) - إحياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 27 - 32 ؛ شرح اصول الكافي ، صدر المتألهين ، ج 2 ، ص 18 - 22 . ( 2 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألهين ، ج 2 ، ص 36 .